صفحه اصلی            معرفی ستاد        اخبار            تماشاخانه        آپارات        ارتباط با ما         نقشه سایت
يكشنبه 11 آذر 1397 ناوچه پیکان در پناه ابوذرهای نفتی
خاموش کردن چاه های ۹ و ۱۰ نوروز در اوج جنگ تحمیلی یکی از نمادهای بارز فداکاری تلاشگران سکوی نفتی ابوذر در سال های میانی دفاع مقدس بود. در کتاب نفت و جنگ تحمیلی که از سوی شرکت نفت فلات قاره خارک منتشر شده به خاطرات زیبای نفتی های فداکار سکوی ابوذر اشاره شده که سه خاطره جذاب را تقدیم حضورتان می کنیم.

منطقه نفتی ابوذر در طول جنگ تحمیلی همواره از سوی هواپیماهای رژیم متجاوز بعث صدام مورد تهاجم بود و پرسنل فداکار این مجموعه با تمام توان با متجاوزان بعثی مقابله کرده و از منافع ملی جمهوری اسلامی ایران صیانت می کردند. 
 خاموش کردن چاه های ۹ و ۱۰ نوروز در اوج جنگ تحمیلی یکی از نمادهای بارز فداکاری تلاشگران سکوی نفتی ابوذر در سال های میانی دفاع مقدس بود.
در کتاب "نفت و جنگ تحمیلی "که از سوی شرکت نفت فلات قاره خارک منتشر شده به خاطرات زیبای نفتی های فداکار سکوی ابوذر اشاره شده که سه خاطره جذاب را تقدیم حضورتان می کنیم:

 • چند روز از جنگ گذشته بود که ۶ نفر از برادران پدافند با وسایل ساده اولیه به سکو آمدند. پشت دستگاه های مخابراتی که بودیم مرتب خبر از سقوط هواپیماهای دشمن در خارگ و اطراف آن بود. شب ها روی باند هلیکوپتر نشسته و یا دراز می کشیدیم و به آسمان نگاه می کردیم و حرکت هر شی نورانی در آسمان را گزارش می کردیم و پای به پای برادران پدافند تا صبح به نوبت کشیک می دادیم و کم و بیش اصطلاحات نظامی را از آن ها می آموختیم.
 

***

• ناوچه های نیروی دریایی به ویژه ناوچه همیشه جاوید پیکان که در اطراف نوروز مشغول به گشت بودند، هر از گاهی از نزدیکی های سکوها می گذشتند و یا به خاطر امر ضروری به سکو پهلو می گرفتند. به یکبار حدود نیمه شب یکی از ناوچه ها به سکو پهلو گرفت و تعدادی از پرسنل آن به سکو آمدند، من جمله افسر تعمیرات ناوچه و نفرات ما از آنها در مورد ناوچه و عملیات جنگی سوال می کردند. به خاطر دارم که یکی از افراد از سرعت ناوچه ها سوال کرد و افسر مزبور به او عددی را گفت و متذکر شد که ناوچه ما هم اکنون چیزی بیش از ۲۰ گره دریایی نمی رود. 
من علت را پرسیدم و ایشان جواب داد سیستم خنک کننده یکی از موتورها شکسته و احتیاج به جوش استیل دارد. در یک لحظه به نظرم رسید که کاری کنیم که سرعت ناوچه بیشتر شود. 
 ساعت ۳۰ دقیقه بامداد بود فورا سراغ یکی از همکاران که جوشکاری می دانست( برادر حسین کعبی زاده) رفتم، ایشان خواب بود، از خواب بیدارش کردم و پرسیدم آیا می توانیم در اینجا جوش استیل بدهیم که جواب مثبت بود. 
جریان را برایش تعریف کردم و قرار شد این کار را انجام دهیم.
  پایین آمده و به افسر تعمیرات ناوچه گفتم امکان جوش دادن لوله خنک کننده موتور در سکو وجود دارد و اگر مایل هستید بروید لوله را بیاورید تا برایتان جوش بدهیم.
  ایشان با ناباوری این موضوع را قبول کرد که آیا واقعا چنین چیزی در این نیمه شب و در این محل امکان دارد؟ 
 به هر حال ایشان رفت که لوله را بیاورد. ما هم به کمک تعدادی از برادران شرکتی و پرسنل ناوچه مشغول استتار اطاقک محل جوشکاری شدیم، زیرا ما مجبور بودیم در طول شب خاموشی را رعایت کنیم. 
به هر حال با پتو و سایر وسایل اطاقک را فورا استتار کردیم و کار جوشکاری شروع شد. 
 بعد از حدود یک ساعت لوله جوش داده شده به ناوچه برگردانده شد و کار بستن آن به موتور آغاز شد و صبح ساعت ۵ ناوچه از سکو جدا شد، البته موتورهای آن همگی کار می کردند و به سرعت ناوچه افزوده شده بود. 
فعالیت همکاران آن شب واقعا جالب بود و همه از اینکه خدمت کوچکی در راه پیروزی جنگ و دفاع مقدس انجام داده بودند، خوشحال بودند.
اجرشان با خداوند بزرگ.

***

• غروب دریا حالت خاصی دارد و هر کس می تواند از آن برداشتی کند. 
 در یکی از روزهای آبان سال ۵۹، آفتاب کم کم غروب می کرد. 
ناوچه همیشه جاوید پیکان به سکو نزدیک می شد. 
سکو را دور زد، فرمانده قهرمان آن با لباس کار سرمه ای رنگی بالای پل فرماندهی ایستاده و برای ما که در حال تخلیه بار از یدک کش بودیم دست تکان می داد و می گفت: بچه ها نترسید ما اینجا هستیم و ما هم دست تکان داده و در جواب گفتیم خدا نگهدار شما باد. 
هیچ گاه آن غروب و ناوچه حماسه آفرین پیکان و چهره فرمانده قهرمان آن ناخدا همتی را از یاد نخواهم برد. 
روان شهدای ناوچه پیکان شاد باد.
^