صفحه اصلی            معرفی ستاد        اخبار            تماشاخانه        آپارات        ارتباط با ما         نقشه سایت
يكشنبه 13 اسفند 1396 سایت ستاد حفظ و آثار، زبان گویای پیشکسوتان است


بهرام رسـتمی هماننـد هر پیشکسوت نفتى دیگرى، صنعت نفت را خانـه دوم خودمی‌داند و می‌گوید در نفت بود که آموختم چگونه بادشواری‌هاى زندگى کنار بیایم و جدیت در کار ومسؤولیت شغلى را پیشه خود سازم.
بختیارى اسـت ومتولد مسجدسلیمان. به رغم تحمل دشواری هاى فراوان در زندگى، می‌گوید از سـهمى که از زندگى داشـته، خشنوداسـت و شکایتى ندارد.
وی در 5 ســالگى پدرش را از دست داده و همراه یک خواهر و یک برادر دیگر خود، نزد عمویش زندگى کرده است. می‌گوید: در مسجدســلیمان دیپلم گرفتم و در آزمون اســتخدامى صنعت نفت پذیرفته شدم.
 سال1340بود کــه با حقوق 600 تومان، مأمور خدمت در آغاجارى شدم. هم‌زمان سرپرستى خواهرو برادر را نیز عهده دار بــودم. بزرگتر که شــدند، ازدواج کردم، ســال 1348 و در 30 سالگى.
اولین فرزندم سال 1349 به دنیا آمد. 3 فرزند دارم. دو پســرو یــک دخترو یک نوه دخترى 9 ســاله.
پسرکوچکم در دوران جنگ به دنیا آمدو ازعوارض ایــن دوران بی‌نصیب نماند. او بهمن ماه 1358 به دنیــا آمد .ورزشــکار و قهرمان پاورلیفتینگ و دارای مقام قهرمانى آسیا است.
در«مارون2» گرفتار ترکش شدم
وی از جمله ایثارگران جنگ تحمیلى اســت. می گوید: ســال 1364 مســؤول بازسازى ایســتگاه تقویت فشــار مارون «2» بودم که بر اثر بمباران دشمن، گرفتار ترکش شدم. به گونه اى که هنوز در بدنــم ترکش دارم. افزون بر این، برادرم نیز از شهدای جنگ تحمیلی می باشد. برادرم در توانیر کار می کرد.
آقاى رستمى تا پیش از بازنشستگى، سرپرستى نوبــت کارى درکارخانه هــاى گاز و گاز مایع و نیز مســؤولیت نظارت بــرامور ســاختمانى پروژه ها را در کارنامه شــغلى خود داشته و سرانجام به عنوان مهندس ارشدپروژه بازنشسته شده است.
آقاى رســتمى می گوید: پس از بازنشســتگى، بیــکار ننشســتم. مدتى در یک شــرکت و در یک پروژه تقویت فشــار گاز در مسیر یاسوج و اصفهان کار کردم. ســال 1383 از یاسوج به طرف اصفهان می رفتم کــه بین راه در تصادف شــدیدى، گردنم شکســت . در این حادثه راننده کشته شد و من که تقریبــا ازکمر به پایین فلج شــده بــودم، با تلاش پزشکان در تهران، سلامتم را باز یافتم. با این همه چــون روى مهره هاى گردنم عمــل جراحى انجام شده بود دیگر نتوانستم به کارم ادامه دهم.
 همسر آقاى رستمى، بازنشسته فرهنگى است.
به باور آقاى رستمى، با وجود چنین همسرى، دلیل و انگیزه کافى براى پشت سرگذاشتن دشوارى‌ها و رخدادهاى زندگى اش را داشته است. به گونه اى که از سهمى که تاکنون از زندگى داشته خشنود است و درهر شــرایطى تلاش می کند، اعضاى خانواده و دیگرعزیزان و نزدیکانش را در تجربه هاى پرقدر و قیمت زندگى اش شریک و سهیم سازد.
در پایان نیز ایشان به همکاری و تعامل بیشتر بین بازنشستگان و دعوت از پیشکسوتان نفت و بیان خاطرات این عزیزان برای پیشبرد اهداف سایت ستاد اشاره داشتند. به اعتقاد وی، این سایت می تواند زبان گویای پیشکسوتان و ایثارگران صنعت نفت باشد.
زیرا دفاع مقدس و نفت به هم گره خورده‌اند و این سایت می تواند در این زمینه نقش مهمی را ایفا کند.
 
 
^