صفحه اصلی            معرفی ستاد        اخبار            تماشاخانه        آپارات        ارتباط با ما         نقشه سایت
يكشنبه 6 اسفند 1396 مصاحبه با آقای اسماعیل صالحی- رییس اداره کل بودجه و کنترل هزینه های شرکت ملی نفت
 
در بازسازی پایانه خارک حضور داشتم!
اسماعیل صالحى پیشکسوت صنعت نفت به سال 1311 در بروجرد زاده شــد. در تابستان 1327 به هنگام نوجوانىزادگاهش را ترک کرد و به شــهر صنعتى آبادان رفــت. آنگاه  به عنــوان کارآموز ادارى با حقوق ماهانه 93 تومــان به اداره  انبارهاى پالایشــگاه آبادان پیوســت و پس از موفقیتدر دوره شــبانه به دانشکده نفت آبادان که در آن زمان«آموزشگاه فنى نفت» نامیده می‌شد، راه یافت.
سال 33 در رشــته بازرگانى از تحصیل فراغت یافت و به عنوان کارمند رســمى در اداره حقوق و دســتمزد سرگرم کار شد.
سال 35 به پروژه احداث تأسیسات پایانه هاى نفتى جزیره خارگ پیوست و با زندگى در چادرهاى صحرایى با کمترین امکانات، به خدمت ادامه داد.
 پس از 5 سال، عملیات پروژه شــامل احداث اســکله و ساختمان هاى ادارى و مســکونى، نصب مخــازن، احداث خطوط لوله و تلمبه‌خانه ها و... پایان یافت و آقاى صالحى با سمت حســابدار در اداره بودجــه به آبادان بازگشــت.
ســال 41ازدواج کرد. پنج ســال بعد به تهــران انتقال یافت و در اداره مرکــزى مستقر شد.ســال 47 در دانشکده حســابدارى و امور مالى شرکت نفت پذیرفته شــد و از اســتادان فرهیخته اى چون دکتر محمدعلى موحد دانش و بینش آموخت.
ســال 53 با مدرک فوق لیسانس حســابدارى دانشآموخته شــد و سال 72 به افتخار بازنشســتگى نایل آمد. وى در سال‌هاى پیش از بازنشستگى با مشاغلى چون حسابدار ارشد، کارشناس مالى، کارشناس ارشــد مالى، رییس کنترل هزینه هاى سرمایه‌ا‌ى و رییس اداره کل بودجه وکنترل هزینه هاى سرمایه‌اى و رییس اداره کل بودجه وکنترل هزینه هاى شرکت ملى نفت سرگرم خدمت بود.
حاصل زندگى
ســه فرزند و پنج نوه دارم. پســر بزرگم از ســال 61تــا 63 در خطوط مقدم جبهه هــاى جنگ تحمیلى حضور داشــت. او و دیگر فرزندپســر خانواده در سال 64 در آزمون سراسرى شــرکت کردند. پسر بزرگم در رشــته الکترونیک دانشــگاه تهران و پســرکوچکم در رشــته برق و قدرت دانشگاه صنعتى شــریف پذیرفته شــدند. تنها دختر خانواده، متخصــص قلب و عروق و استادیار دانشگاه علوم پزشکى ایران است.
اولین نوه‌ام، دانشجوى سال سوم پزشکى دانشگاه تهران است.
خارگ
در فاصله سال های 1334-1336 به جزیره خارگ منتقل شدم. جزیره خارگ در ابتدا به صورت متروک بود. سپس به بازسازی جزیره پرداختیم. برنامه این بود که صادرات نفت از این بندرگاه صورت پذیرد. بندر برای کشتی هایی که صادرات نفت از آنجا عبور میکردند کوچک بود. بنابراین به ساخت و ساز اسکله ، خطوط لوله و مخازن و در نهایت ساخت منازل مسکونی برای کارکنان پرداختیم که این پروژه 5 سال زمان برد. به این ترتیب مرکزیت صادرات نفت خام از جزیره خارگ شد.
سایت  ستاد حفظ آثار
در ابتدا از اینکه  چنین پایگاهی دایر شده که بازنشستگان و پیشکسوتان و همچنین کارکنان بتوانند اخبار را دنبال کنند، بسیار تشکر می کنم. اگر این سایت موضوعات و اخبار چهار شرکت اصلی بیشتر از قبل انتشار دهد و از مراسم هایی که برگزار می شود، فیلم تهیه شود و در سایت قرار داده شود و یک بانک اطلاعاتی قوی راه اندازی شود، نیز در بهتر شدن سایت بسیار موثر است.
در انتها
همیشه گفته ام و مى گویم شــرکت نفت براى من به منزله یک دوســت دانا و خوب اســت و من همواره ایــن دوســتى را ارج می‌نهم و پاس مى‌دارم. شــرکت نفت دانشگاهى بود که با مدرک ششم ابتدایى وارد آن شدم و با استفاده از فرصت هایى که به دست آمد، ادامه تحصیل دادم و به تجربه و تخصص دست یافتم.
در آخر هم جا دارد از همسرم تشکر کنم.اگر آرامشى در دل و خندهاى بر لب دارم، همه از اوســت. بیش از 40 ســال بیرون از خانه و با کمترین خبر از روند زندگى خانوادگى، سرگرم خدمت به صنعت نفت و کشــور بودم و همسرم افزون بر مدیریت خانه و خانواده، ســرگرم پرورش و آموزش آداب زندگى به ســه فرزندمان بود و اگر امروز فرزندان مــا داراى جایگاهــى رفیــع در جامعه هســتند،حاصل تلاش هاى دلسوزانه مادرى فداکار است.
 

 
آرزو فروردین 
^