صفحه اصلی            معرفی ستاد        اخبار            تماشاخانه        آپارات        ارتباط با ما         نقشه سایت
یلدا
چهارشنبه 29 آذر 1396 شب یلدا در پالایشگاه تبریز

 



فرشید خدادایان
پژوهشگر نفت و همکار جنوب مناطق نفت‌خیز

«حیدربابا، کندین تویون توتاندا/قیزگلینلر حنا،پیلته ســاتاندا/بیگ،گلینه دامدان آلما آتاندا/منیم ده او قیزالریندا گئوزوم وار/عاشیقالرین سازالریندا سئوزوم وار)
این نجوای زیرلب یاشار، کارگر تازه داماد شیفت شب پالایشگاه تبریز در شب یلدا بود در فراق تازه عروسشیلدا که درحین دانه کردن انار در تغار بزرگ اتاق کنترل پالایشگاه زمزمه می‌کرد و توجه استادکار و همکارانش را جلب کرده بود.

ســاوالان، تلمبه کار شیفت که میانسالی را پشــت سرگذاشته بود، چشمکی بــه همکارانش زد و آچار لوله‌گیر بــزرگ را از روی جعبه ابزار کنار کنترل پنل control panel برداشــت و به رسم تار گرفتن عاشیق‌های آذربایجانی بالای ســینه نگه داشــت و با صدای بلندتری دم گرفت: ...«حیدربابا، سنین گئویلون شــاد اولسون/دونیا وارکن آغزین دولو داد اولسون/سندن گئچن تانیش اولسون یاد اولسون/دئینه منیم شاعر اوغلوم شهریار/بیر عمر دور غم اوستونه غم قاالر...)
خنده ی کارکنان شــیفت شب فضای اتاق کنترل را عوض کرد تا بلندترین شب سال برای کارکنان شبکار پالایشگاه تبریز زیاد طولانی به نظر نرسد. به جز یاشار جوان و ساوالان میانسال، چهار نفر دیگر نیز مجبور بودند مثل دیگر کارکنان نوبت کار صنعت نفت در جاهای مختلف ایران، یلدای آن سال را به دور از خانه و خانواده سپری کنند.
هرکس به وسع خود آجیل شب چره و انار و خوراکی آورده بود و حاج مراد، استاد کار در آســتانه شصت سالگی هندوانه و دیوان شهریار را همراه آورده بود تا آن شب درکنار قرآن روی سفره پهن شده روی میز اتاق کنترل، که بی شباهت به کرسیهای خانگی نشده بود بگذارد و فال کوزه را هم نه با کوزه سفالی، که با بطری بلند سمپل نفت برای همکارانش بگیرد.
مردم آذربایجان گرچه از اوایل دهه پنجاه خورشیدی میزبان تاسیسات نفتی شده بودند اما بسیاری از آنها از دیرباز با نفت و گاز و کارخانجات نفتی آشنا بودند.
پالایشــگاه نفت تبریز در ســال 1353 طراحی و پس از اتمام مراحل احداث در زمستان سال 1356 در وسعت جغرافیایی 200 هکتار به ارتفاع 1362 متر از سطح دریا در جنوب غربی شهر تبریز احداث و با ظرفیت اسمی 80 هزار بشکه در روز راه اندازی شد.
در فاصله‌ای کمتر از 300 کیلومتر در مجاورت جمهوری آذربایجان و بندر باکو که قدمت و سابقه بیشتری در امر نفت و گاز دارد و در آن زمان، مقصد مهاجرت بسیاری از مردان آذربایجان ایران در جست و جوی کار بود.
 به این ترتیب مردم آذربایجان خیلی پیش تر از آمدن صنعت تنفت تبریز، با نفت و گاز و موم طبیعی آشنا بودند.
علاوه بر تمثیل شاعرانه و عاشقانه شاعران آذری زبان و اشاره به قیر شب و موم دل و لهیب آتش جاودانه و سیاهی قیرگون زلف یار در اشعار حکیم قطران تبریزی، مهستی گنجوی، فلکی شروانی، عصار، صائب، مجذوب، جویا و تاثیر تبریزی تا پروین اعتصامی و شــهریار، مهاجرت به باکو در جست وجوی کار نیز باعث شده بود مردمان آذربایجان با فعالیت های صنایع نفت و گاز از دیرباز آشنا باشند.
در شرایط بد اقتصادی ایران قجری، کارگران و کشاورزان آذربایجانی به دلیل سختی معیشت و در جســت وجوی کار ترک خانه و کاشانه کرده و به شهرهای جنوب روسیه و قفقاز که با دارا بودن کارخانه های متعدد قابلیت جلب و جذب آنها و استفاده از نیروی کارشان را داشت مهاجرت می کردند. تعداد این کارگران را به تفاوت فصل بین پنجاه هزار تا هشتاد هزار تن ذکر کرده اند که اغلب در ساختمان راه آهن قفقاز و یا معادن نفت باکو به کار اشــتغال داشتند. منابع روسی تعداد این کارگران مهاجر را در 1905میلادی شصت و دو هزار تن و در سال1911 دویست هزار تن گزارش کرده اند.
منبع دیگری، تنها تعداد کارگــران ایرانی باکو را هفت هزار تن ذکر کرده که بیســت و دو درصد مجموع کارگران باکو را تشکیل می‌دادند، موضوع زمانی جالب تر می شــود که بدانیم در سال1904میلادی، یعنی چهارسال پیش از کشف نفت در مسجدســلیمان، روسها هفتاد و یک هزار و چهارصد جواز ورود به خاک روسیه صادر کرده‌اند که نود و پنج درصد آنها از آذربایجان بود.
به این ترتیب بود که حاج مراد، اســتادکار در آستانه بازنشستگی شیفت شب پالایشــگاه تبریز خاطرات مرحوم پدرش از کار در تاسیسات نفتی باکو را، قبل از خاطرات خود از کار در پالایشــگاه آبادان برای همکاران خود در آن طولانی ترین شــب سال تعریف کرد تا هم یاشار جوان را برای لحظات و ساعاتی از فکر فراق نوعروسش، یلدا رهایی بخشد و هم به همتباران آذری خود یادآوری کند که آنها هم در صنعت نفت و گاز نوپا و تازه کار نیســتند و اگر نفت در سرزمین بختیاری کشف شد و به بهره برداری رسید، آذربایجانی‌ها نیز گرچه در خارج از کشور اما با این صنعت آشنا بودند و حاج مراد چه خاطرات خوب و شیرینی داشت از همکاری با کارکنان بختیاری و عرب زبان در پالایشگاه آبادان و ضمن بیان میهمان نوازی و مهربانی مردمان جنوب برای همشهریانش از ترک زبانانی در جنوب کشور گفت که قشقایی نامیده می‌شوند و گویش‌شان با ترکی آذربایجان بسیار نزدیک است.
 نقل آن شب یلدای حاج مراد برای همکارانش که هرازگاهی باید سری نیز به فشارسنج‌ها و چارتهای پالایشگاه میزدند همراهی و همکاری آذربایجانی‌ها و بختیاریها در موضوع مشروطه و همراهی ستارخان و باقرخان و قشون آذربایجان با سردار اسعد بختیاری و صمصام و سایر فرماندهان و مبارزان قشون بختیاری در فتح تهران و پایان اســتبداد صغیر بود و عجیب بودن همزمانی و نزدیکی کشف نفت در ایران و انقلاب مشروطیت نکته ای که یاشار و ساوالان را به فکر فرو برد!؟
پالایشگاه تبریز از آن شب یلدا تا یلدای1396، 40 سال را پشت سرگذاشته و توسعه قابل توجهی داشته است. افزایش ظرفیت تولید تا 110 هزار بشکه در سال 1371 با تلاش کارشناسان و متخصصان داخلی در این شرکت رقم خورده است.
شــرکت پالایش نفت تبریز هم اکنون سهم حدود 7 درصدی از توان تصفیه نفت خام کل کشــور را به خود اختصاص داده و بخشــی از ســوخت مایع مورد نیاز شمال غرب کشور )اســتانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و کردســتان( را برعهده دارد. با کارکنانی که از زحمتکشان صنعت نفت هستند و بازنشســتگانی که هرکدام خود تاریخی شــفاهی از فعالیت این صنعت در دیار آذربایجان‌اند.

                                                                                                                      

^