صفحه اصلی            معرفی ستاد        اخبار            تماشاخانه        آپارات        ارتباط با ما         نقشه سایت
شنبه 22 مهر 1396 از جبهه های غرب تا پهنه خلیج فارس



آقای عبدالحسین بیات مشاور مدیرعامل شرکت ملی پتروشیمی ایران ازجمله پیشکسوتان صنعت نفت است که حضور فعال در دفاع مقدس داشته است. با وی گفت و گویی انجام داده ایم که می‌خوانید:

بیوگرافی از خودتان برای ما بگویید؟
در اردیبهشت سال 1341در روستای مزرعه نو از توابع شهرستان خمین و در خانواده روستایی متولد شدم. در سال 1362 دیپلم متوسطه را اخذ نمودم و یک سال بعد درگیر پی‌گیری معالجات مجروحیت جنگی‌ام شدم و در سال 1363 با قبولی در رشته مهندسی شیمی دانشکده نفت آبادان(AIT) از طریق کنکور سراسری، به تحصیل ادامه دادم. در سال 1365 در همان دانشکده، به مهندسی مکانیک گرایش حرارت و سیالات تغییر رشته داده و همزمان با تحصیل در فعالیت‌های اعزام به جبهه، نمایندگی دانشجویان، عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی و ریاست ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ دانشکده نفت آبادان(واقع در کوت عبداله) فعالانه مشارکت کرده و بالاخره در پایان سال 1368 در مقطع کارشناسی مهندسی مکانیک فارغ التحصیل گردیدم. از سال 1382 تا 1384 هم در مقطع کارشناسی ارشد(فوق لیسانس) رشته MBA(مدیریت اجرایی کسب وکار) دانشگاه کالگری کانادا که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، تحصیل نمودم.
• چه زمانی وارد نفت شده‌اید و سمت‌هایی که داشته‌اید؟
ورود اینجانب به خانواده صنعت نفت به پاییز سال 1363 برمی‌گردد که هم‌زمان با قبولی در دانشکده نفت آبادان، به بورسیه صنعت نفت هم درآمدم. تا پایان سال 1368 و درحالیکه بورسیه صنعت نفت بودم به تحصیل مشغول بودم و از پاییز 1369 نیز در طرح بزرگ پتروشیمی اراک(پتروشیمی شازند امروزی) مشغول به خدمت در صنعت نفت شدم. از آن موقع تا سال 1385 که در پتروشیمی اراک شاغل بودم در مسئولیت‌های رئیس بازرسی فنی، رئیس بازرسی ¬فنی دستگاهها، رئیس بازرسی فنی جوشکاری و NDT، رئیس بازرسی فنی و کنترل کیفیت پروژه، مهندس بازرسی فنی و کنترل کیفیت پروژه، رئیس کمیته خودکفایی و ساخت داخل، رئیس مرکز اسناد فنی پروژه، رئیس شورای حل اختلاف شرکت، فرمانده پایگاه مقاومت بسیج شهید تندگویان، پتروشیمی اراک مسئول کل فیزیک بهداشت و حفاظت در برابر اشعه، و عضو کمیته‌های بهره‌وری و ایزو خدمتگزاری نمودم. در تابستان 1385 به سمت مدیرعامل و نائب رئیس پتروشیمی بوشهر منصوب و تا پاییز 1388 در آن سمت، عملیات احداث پروژه بزرگ مجتمع پتروشیمی بوشهر را پیگیری نمودم. و هم‌زمان مسئولیت هماهنگ کننده تخصیص منابع مالی به طرح های توسعه‌ای صنعت پتروشیمی را به عهده داشتم. از تاریخ 6/8/1388 تا 18/6/1392 در سمت معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی خدمت نمودم و همزمان در مسئولیت‌های نایب رئیس و عضو هیات مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی، رئیس هیات مدیره شرکت‌های پتروشیمی بین الملل(NPCI)، بازرگانی پتروشیمی(PCC)، شرکت مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی (پیدمکو)، صنایع پتروشیمی خلیج فارس(هلدینگ پتروشیمی)، عضو هیات امنای دانشگاه صنعت نفت، عضو ستاد عالی تدابیر ویژه اقتصادی صنعت نفت، عضو شورای عالی توسعه توان داخلی سازی صنعت نفت، عضو شورای عالی سیاست گذاری ساخت داخل و تامین کالای صنعت نفت، عضو شورای تحول اداری صنعت نفت، عضو کمیته عالی نظارت بر تحقق اهداف برنامه پنجم صنعت نفت، عضو شورای سیاست گذاری و نظارت راهبردی پژوهش و فناوری در صنعت نفت، عضو ستاد عالی تحقق اهداف جهاد اقتصادی در صنعت نفت و عضو کمیته ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد در صنعت نفت انجام وظیفه نمودم. از مهرماه 1392 تاکنون نیز در سمت مشاور مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی و همزمان در مسئولیت¬های عضو اصلی هیات مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی، رئیس هیات مدیره سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی(ماهشهر)، قائم مقام معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی در امور طرح ملی و بزرگ احداث خط لوله انتقال اتیلن غرب کشور و رئیس اندیشکده انرژی مجمع عالی بسیج انجام وظیفه نموده و می‌نمایم.
• از سابقه حضور خود در دوران هشت سال دفاع مقدس برای ما صحبت بفرمایید؟
بحمداله خدای متعال تقدیر فرمود و توفیق‌مان داد تا بلافاصله بعد از شروع دفاع مقدس و هجوم ناجوانمردانه‌ دنیای کفر و ظلم به سرکردگی صدام بعثی و عفلقی بر جمهوری اسلامی ایران، در تاریخ 7/7/59 به جبهه‌های غرب کشور- مناطق جوانرود، میرآباد غرب و دالاهو اعزام شویم. از آن زمان تا مردادماه 1367 با توفیق الهی و دعای خیر مردم عزیزمان بیش از 30 ماه در جبهه های دفاع مقدس، در جبهه‌های سردشت غرب، منطقه گیلانغرب(چغالوند، شیاکو و سه راه نفت شهر)، جزایر مجنون، منطقه مهران، منطقه خرمشهر، منطقه فاو، منطقه پاسگاه زید و منطقه اسلام آباد غرب و در عملیات های رفع محاصره سردشت، آزاد سازی شیاکو و چغالوند، آزادسازی نفت شهر، خیبر، کربلای 1و2و3و5، والفجر 8 و عملیات مرصاد و در مسئولیت های رزمنده، مسئول تدارکات گردان، معاون گروهان، فرمانده گروهان، معاون گردان، اطلاعات و عملیات، مسئول گروه مخابرات و مسئول گروه ش.م.ر، حضور یابم.
• ظاهرا شما از جانبازان جنگ تحمیلی هستید. در این زمینه توضیح می دهید؟
بنده دو بار در طول دفاع مقدس مجروح شدم. یک بار نیز دچار موج گرفتگی گردیدم و یک بار هم در معرض حمله شیمیایی دشمن قرار گرفتم. اولین بار در زمانی بود که مشغول آموزش و آماده سازی نیروهای مردمی و بسیجی برای حضور در جبهه و عملیات‌های نظامی بر علیه دشمن بود که در حین رزمایش از ناحیه سینه و کتف سمت راست مجروح شدم. بار دوم هم در عملیات آزاد‌سازی نفت شهر در جبهه‌های منطقه گیلانغرب و از ناحیه‌ی مهره‌های کمری مجروح شده و دچار شکستگی شدید گردیدم و در عملیات والفجر8 نیز در منطقه فاو دچار موج گرفتگی گلوله باران تانک دشمن شدم و در جزیره مجنون هم در معرض بمباران شیمیایی قرار گرفتم.
• نقش خانواده خود در موفقیت ها را چگونه میبینید؟
در عمده‌ی عملیات‌ها و ایامی که به جبهه اعزام شدم، مربوط به دوره مجردی بود که در اوایل این دوره بطور طبیعی قدری مادرم نگران بود، لیکن هیچگاه این نگرانی را بروز نمی‌داد و ممانعت از حضورم در جبهه های حق علیه باطل نمی کرد. بعد از سال اول، دیگر اعزام ها با صبوری و تشویق به دفاع از اسلام و انقلاب و کشور، همواره پدر و مادر، برادران و خواهران و سایر نزدیکان مشوقمان بودند تا پایان سال 62 که بعد از شهادت عمو و برادرم و داماد اولمان و مجروحیت شدید داماد دومی و مبتلا شدن مادرم به بیماری سختی که بعد از این وقایع اتفاق افتاد، باز هم با هیچ ممانعتی برای حضور در جبهه مواجه نشدیم گرچه همواره سعی می‌کردم که مراقب روحیه مادرم باشم. در سال‌های آخر دوره دفاع مقدس هم که متاهل گردیده بودم نیز از طرف همسرم و خانواده محترم ایشان همواره مورد تشویق واقع می‌شدم تا جایی که در سال 1367 و هنگام دعوت سپاه پاسداران خمین برای شرکت در عملیات مرصاد، نزدیک به دو هفته تا تولد فرزند اولمان باقی بود که هنوز هنگام عزیمت به جبهه جهت مشارکت در عملیات مرصاد، پدر و مادر و یا همسرم بحمداله مخالفت یا تضعیف روحیه‌ای نداشتند و همواره به فضل الهی صبوری و رضایت پیشه می‌کردند و توفیق شد تا در هنگام تولد فرزند اولم، در جبهه حضور داشته باشم و کنار همسرم نبودم.

 

^