صفحه اصلی            معرفی ستاد        اخبار            تماشاخانه        آپارات        ارتباط با ما         نقشه سایت
سه‌شنبه 4 مهر 1396 ادامه گفت و گو با آقای حسین حیدری

• جناب آقای حیدری ابتدا مختصری از شرح حال زندگی، تحصیلات خود برای ما بگویید؟
حسین حیدری، 53 سال سن از شهر اصفهان محله دستجردی هستم. دوران کودکی بنده در محله ای سپری شد که بیشتر اهالی آنجا از انقلابیون بودند و بنده در این منطقه رشد کردم، و با آرمانهای انقلاب آشنا شدم سپس در دوران شروع جنگ تحمیلی که در سنین نوجوانی بودم و سال سوم راهنمایی به اتمام رسانده بودم، وارد دبیرستان میشدم که مدرسه رها و به سوی جبهه روانه شدم.
در اوایل انقلاب اعزام یک نیروی مردمی به سمت خوزستان و آبادان داشتیم که جزوه گروه آموزشی آنان به منطقه اعزام شدم.
 اولین آموزش‌ها را در سپاه گذراندم، سپس با سن کم عازم مناطق کردستان شدم و به مدت  4ماه در آن مناطق با شرایط بسیار سخت سپری کردم.
بنده با 55 ماه سابقه در جبهه بالغ بر 22 عملیات شرکت داشتم و سرانجام در اوایل سال 66 به نفت پیوستم وهمزمان با کار به ادامه تحصیل تا مقطع کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی پرداختم و درحال حاضر نیز مدیر قسمت تدوین مقررات حسابداری خطوط لوله و مخابرات و قسمت بسیج وزارت نفت نیز مشغول به خدمت میباشم.

• در طی مدت حضور خود در جبهه چند بار دچار مجروحیت شدید؟
در سال60 و در عملیات چزابه طریقه القدس بر اثر بمباران بنده گرفتار موج انفجار شدم. بار دوم سال 64 که منطقه حلبچه توسط رژیم بعثی بمباران شیمیایی شد که بنده ازناحیه ریه و پوست دچار عارضه شیمایی شدم.

• در مورد عملیات طریق القدس که شما برای بار اول دچار مجروحیت شدید بیشتر توضیح دهید؟
به خاطر می آورم، عملیات طریق‌القدس در 8 آذر 1360 آغاز شد و پس از 7 روز نبرد شدید و وارد شدن تلفات، ضایعات پرسنلی و لجستیکی به دشمن و تأمین قسمت عمده هدف‌های پیش‌بینی شده از جمله آزاد‌سازی شهر بستان به پایان رسید.
در حین انجام عملیات طریق‌القدس نیروهای عراقی با انجام یک عقب‌نشینی حساب شده، منطقی و ماهرانه به جنوب نهر نیسان نقل مکان کردند و ضمن حفظ باقی‌مانده نیروهای خودشان، فرصت ادامه عملیات را از نیروهای ایران گرفتند ولی از دست دادن بستان آن هم 15 ماه پس از شروع تجاوز عراق به ایران برای نیروهای ارتش بعثی عراق بسیار سخت و تحمل آن دشوار بود.
لازم به ذکر است در تنگ چزابه 2 عملیات پدافندی و آفندی توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت. در عملیات تنگه چزابه به منظور تصرف مجدد شهر بستان، صدام‌ رئیس جمهور معدوم عراق شخصاً در منطقه حضور یافت و هدایت عملیات را به عهده گرفت؛ بدین ترتیب از 17 بهمن سال 1360 تا روز 27 همان ماه یکی از حساس‌ترین صحنه‌های نبرد در طول 8 سال دفاع مقدس در این منطقه به وقوع پیوست.
نیروهای خودی که عهده‌دار مسئولیت پدافند از تنگه چزابه و تپه‌های نبئه بودند با رشادت، دلاوری، ایثار و فداکاری غیر قابل وصفی در زیر باران شدید و شبانه‌روزی گلوله‌های توپخانه و یورش‌های نیروهای پیاده مکانیزه و زرهی ارتش عراق مقاومت و پایمردی کردند؛ نیروهای دشمن برخلاف تبلیغات گسترده فقط توانستند، نخستین خاکریز رزمندگان را تصرف کنند. حضرت امام (ره) در جلسه‌ای خطاب به تعدادی از رزمندگان عملیات پدافندی چزابه که به حضورشان شرفیاب شده بودند، فرمودند «شما در عملیات تنگ چزابه اعجاز آفریدید». سرانجام پس از 10 روز نبرد بی‌امان، نیروهای عراق بدون دستاوردی قابل توجه، دست از حملات خود کشیدند و به عملیات پایان دادند. کشته و زخمی شدن بیش از 2 هزار از افراد دشمن، به اسارت در آمدن 19 نفر رزمندگان، انهدام 11 دستگاه تانک و نفربر به همراه 7 عراده توپ و 7 دستگاه خودرو از دستاوردهای این عملیات بود. بنده نیز در این عملیات بر اثر اصابت یک خمپاره به فاصله 7 متر بنده دچار موج گرفتگی شدم.

• درباره بمباران حلبچه و نحوه شیمیایی شدن خود در آن واقعه دردناک صحبت میکنید؟
در ساعت 2  بعدازظهر روز 25 اسفند 1366 و در حالی که تنها 2 روز از آزادی حلبچه طی عملیات والفجر 10 می‌گذشت، این مسئله چنان برای رژیم بعث متجاوز غیرقابل باور بود که در یک اقدام غیرانسانی و به قصد انتقام‏‌گیری از این شکست فاحش و دشمنی با مردم کرد، شهر حلبچه و اطراف آن را هدف بمب‏‌های شیمیایی قرارداد.
بنده نیز به دلیل تثبیت اوضاع منطقه در کنار سد بندی خان عراق، حضور داشتم که شاهد بودم،  34 فروند هواپیما در  آنجا بدون برنامه در حال گذر از آسمان بودند، سپس بمب‌هایی بر سر مردمان بی‌دفاع فرود آمد و منطقه حلبچه مورد حمله شیمیایی رژیم بعث قرار گرفت و من نیز دچار عارضه شیمیایی در ریه و پوست شدم.
در این حمله نزدیک به ۳۲۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر را کشت و نزدیک به ۷۰۰۰ هزار تا ۱۰۰۰۰ هزار نفر را زخمی کرد که اکثراً از غیرنظامیان بودند؛ صدها تن دیگر بر اثر عواقب، بیماری‌ها و نقص جسم در هنگام تولد در سال‌ها پس از حمله کشته شدند. حادثه‌ای که به صورت رسمی به عنوان نسل‌کشی مردم کرد عراق شناخته شد و هنوز به عنوان بزرگ‌ترین حمله شیمیایی مستقیم به یک منطقه شهرنشین در تاریخ باقی‌مانده‌است.

•  درباره نقش صنعت نفت و کارکنان آن در دوران دفاع مقدس بگویید؟
نقش صنعت نفت در هشت سال دفاع مقدس و پیروزی انقلاب چیزی نیست که تاریخ فراموش کند.
رژیم بعثی عراق در همان آغاز جنگ، از زمین، هوا و دریا مراکز نفتی ایران را هدف قرار داد و آسیبهای فراوانی به آنها وارد کرد و در همان هفته های نخست جنگ با تمرکز شدید آتش روی بزرگترین پالایشگاه جهان در آبادان که به تنهایی نیمی از فرآورده های نفتی کشور را تأمین می کرد، این مرکز را به صورت غیرقابل استفاده درآورد؛ به گونه ای که خطوط لوله، مراکز پمپاژ نفت، چاهها و لنگرگاهها، مخازن ذخیره سازی، بندرها و باراندازهای نفتی را که عمده آنها در خوزستان بود، مورد هجوم قرار داد و بسیاری از فعالیتهای حمل و نقل و تولیدی کشور را که به سوخت نفت نیاز داشتند، با مشکل روبرو کرد.
شرکت خطوط لوله و مخابرات تنگه فنی، که تامین کننده سوخت چند پالایشگاه از جمله کرمانشاه، تهران، اصفهان و تبریز بود، بالغ بر35 بار مورد اصابت دشمن قرار گرفت. که با همدلی و همیاری کارکنان خدوم خطوط لوله، تنگه فنی 24 ساعت بعد از هر خسارت مجدد راه اندازی میشد که به چرخه کار این پالایشگاه لطمه وارد نشود.
آمریکا و کشورهای هم پیمانش هم در طول جنگ از هیچ کمکی به عراق کوتاهی نکردند؛ آمریکا به جنگ نفتکشها دامن زد و عربستان و کشورهای نفتی حامی عراق نیز با افزایش تولید و اشباع بازارهای نفت به کاهش قیمتهای جهانی نفت کمک کردند تا توان تامین هزینه های جنگ را برای جمهوری اسلامی ایران ناممکن کنند.
اما با رشادت نیروهای مردمی و ارگانهای بسیج و سپاه و ارتش وهمچنین فداکاری نیروهای این صنعت توانستیم به یاری خداوند در مقابل دشمن بعثی ایستادگی و مقاومت نماییم.
• در هفته دفاع مقدس قرار گرفته‌ایم، درباره روحیه ایثار و ایثاگری مطالبی را مطرح نمایید؟
فرهنگ ایثار ، مجموعه ای از افکار، اعتقادات، باورها، ارزش ها، پسندها، علایق ، دلبستگی ها، روابط، عرف و عاداتی است که در جریان انقلاب و با توجه به پیشینه دینی ملت بارور شد و در دوران دفاع مقدس تجلی یافت و در عرصه‌های گوناگون بازسازی و سازندگی نیز خود را نشان می دهد.
هفته دفاع مقدس طلیعه رشادتها، پایمردی و روح انقلابگری نیروهای مومن در راستای دفاع از سرزمین میباشد.
که اگر این گذشت ها و این روحیه ایثار و گذشت و پیروی از فرامین امام (ره) نبود هرگز نمی توانستیم در مقابل ابرقدرتهای جهان و رژیم بعثی ایستادگی کنیم.

• و کلام آخر...
و درآخر از همسرم که در تحقق پیشبرد هدف‌هایم همراه من بوده و تمام سختی ها را تحمل کردند تشکر می‌کنم و از شما که با جمع آوری این خاطرات و حفظ و نگه داری آن برای نسلهای آینده کوشش دارید, تشکر میکنم و ما باید بدانیم که همواره خود را مدیون این انسانهای بزرگ میدانیم که با گذشتن از جان خود برای حفظ این سرزمین کوشیدند.

^