صفحه اصلی            معرفی ستاد        اخبار            تماشاخانه        آپارات        ارتباط با ما         نقشه سایت
abolhasani_shir-enghelab_96-04-12_510X317_doc-note-news
سه‌شنبه 9 خرداد 1396 12 تیر 1396

ماجرای مهار نشت چاه نفت با «شیر انقلاب»

12 تیر 1396

تنها عامل موفقیت در مهار چاه شماره 3 نوروز، توکل به آیات قرآن بود؛ چرا که این عملیات زیر حملات منظم هواپیماهای عراق انجام گرفت و ما مرگ را هر لحظه به چشم می‌دیدیم. در طول هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان، نیروهای‌مختلف نظامی و غیرنظامی نقش خود را در جلوگیری از حمله نیروهای عراق به میهن اسلامی داشتند که یکی از گروه‌های غیرنظامی مؤثر در این نبرد نابرابر، نیروهای وزارت نفت هستند.

 
به همراه برادرهایم از روی اعلامیه‌های امام می‌نوشتیم
 پدرم سال 42 اعلامیه‌های امام(ره) را به منزل می‌آورد و من به همراه برادرهای دیگرم از روی اعلا«محمد ابوالحسنی» یکی از کارشناسان متبحر نفتی است که توانست با توانایی‌های بالقوه و شجاعت مثال‌زدنی خود آن هم در شرایط بسیار خطرناک منطقه خلیج فارس، «چاه نفت شماره 3 نوروز» را که در اثر حمله هوایی عراق منهدم شده و روزی غریب به 2 هزار و 500 بشکه نفت از آن وارد خلیج فارس می‌شد، مهار کند. گفت‌وگوی فارس با این جهادگر عرصه نفت در دوران دفاع مقدس از نظرتان می‌گذرد.

محمدتقی ابوالحسنی متولد 1325 شهرستان ورامین هستم. پدرم شیخ محمد ابوالحسنی علاوه بر تدریس درس ادبیات، تحصیلات حوزوی نیز داشت. یکی از برادران من مرحوم حجت‌الاسلام علی ابوالحسنی معروف به (منذر) است که از شاگردان آیت‌الله سبحانی و علمای برجسته قم بود و تألیفات زیادی در زمینه تاریخ داشت. در کودکی همراه خانواده به تهران مهاجرت کردیم و در منطقه باغ فردوس ساکن شدیم؛ تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مناطق باغ فردوس و بی‌سیم تهران گذرانده‌ام. پس از پایان دوره راهنمایی وارد هنرستان رضا پهلوی سابق در نزدیکی میدان شوش شده و در رشته جوشکاری و لوله‌کشی ادامه تحصیل دادم و سال 44 موفق به اخذ دیپلم شدم. به دلیل جو مذهبی خانواده در بسیاری از جلسات سخنرانیمیه‌ها می‌نوشتیم و عده‌ای از روحانیون که با پدرم در ارتباط بودند، آنها را بین مردم و مراکز مذهبی پخش می‌کردند.
اولین باری که امام(ره) را شناختم در سخنرانی آیت‌الله فلسفی در مسجد ارک بود که او با بیان نظر امام درباره لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مردم را با ایشان آشنا کرد و پدرم نیز همیشه بر پیروی از امام(ره) و تقلید از فتاوای ایشان تأکید داشتند.
 
استخدام در شرکت نفت
 سال 46 به استخدام شرکت نفت درآمدم. ابتدا به عنوان کارگر پالایشگاه نفت تهران مشغول به کار شدم و سپس بازرس سندیکای کارگران پالایشگاه شدم.
 در دوران اعتصابات نفتی ها در سال 1357 امام دستور اکید دادند که شبانه‌ روز کار کنید تا مردم با کمبود نفت مواجه نشوند و هر کس به هر طریقی در جهت کاهش مشکلات مردم تلاش کند. در اوایل پیروزی انقلاب هنگامی که در مسافرت مشهد بودم پالایشگاه نفت تهران به دلیل مشکلات فنی  و اعتصاب کارگران تعطیل شده بود و از من خواستند خیلی سریع به پالایشگاه برگردم. بعد از راه اندازی پالایشگاه، از طرف امام(ره) نیز هیئتی برای رسیدگی به وضعیت کارگران آمدند و پیام امام مبنی بر تلاش زیاد با توجه به کمبود شدید نفت و نیاز مبرم مردم به نفت را ابلاغ کردند. همین پیام امام(ره) سبب کار شبانه روزی ما شد.
 
اجرای اولین پروژه در جنگ سال 60 در تاریکی مطلق
 بعد از تأسیس انجمن اسلامی در پالایشگاه تهران، طی نشستی که در مشهد برگزار شد، مهندس غرضی وزیر نفت آن زمان، به من گفت قصد داریم یک خط لوله ‌از تلمبه‌خانه «گوره» به «بهرگان» در جزیره خارگ که بزرگ‌ترین تلمبه‌‌خانه خاورمیانه است کشیده شود و شما باید این پروژه بزرگ را انجام دهید.
 من به همراه تعدادی از کارگران پالایشگاه تهران به مدت یک سال درسال 1360 در شرایطی که تنها قادر به کارکردن در شب و زیر حملات هواپیماهای عراقی بودیم، این پروژه عظیم را انجام دادیم. بعد از پایان این پروژه رژیم عراق چند چاه نفت از مجموعه چاه‌های نوروز را مورد حمله هوایی قرار داده بود که مهمترین چاه، چاه شماره 3 نوروز بود چرا که چاه‌های دیگر نوروز می‌سوختند اما نفت چاه شماره 3 به دریا می‌ریخت. در این شرائط  وقتی برای ارائه گزارش حضور وزیر نفت رسیدم، دیدم بسیار نگران است؛ وقتی علت را پرسیدم گفت: ابوالحسنی چاه شماره 3 توسط عراق هدف قرار گرفته و نفت آن به دریا می‌ریزد و هیچ کس جز شما نمی‌تواند آن را مهار کند.
 سکوی نفتی نوروز یک سکوی ایرانی است که هنگام حمله عراق به همراه تعداد زیادی از چاه‌های نوروز منهدم شد؛ چاه شماره 3 نوروز اولین چاهی بود که از سال 61 روزانه 2000 بشکه نفت 150 لیتری داخل آب می‌ریخت و باعث کشته شدن آبزیان و آلودگی محیط زیست می‌شد. با توجه به این شرایط حساس، من همراه تیمی 30 نفره از نیروهای زیر مجموعه خود در پالایشگاه تهران با تخصص‌های مختلف مثل جوشکار، تراشکار، لوله‌ کش، میکانیک و غواص مدت 4 ماه بر روی چاه شماره 3 نوروز کار کردیم و درنهایت با کار بسیار طاقت‌فرسا، چاه در عید قربان سال 62 ساعت 10 صبح کاملاً مهار شد.
  این کار بزرگ تنها با ایمان و اعتقاد به خداوند انجام گرفت؛ چرا که در آن زمان کارشناسان خوبی از نظر علوم مربوط به نفت داشتیم که من در برابر مدرک تحصیلی شان در سطح پایین‌تری قرار داشتم؛ اما من علاوه بر توانایی‌های ذاتی و اعتماد به نفس بالا، مطمئن بودم خداوند ما را کمک خواهد کرد. این مأموریت در شرایطی انجام شد که هواپیماهای عراقی بر بالای سه لنج ما مرتب پرواز می‌کردند و مین‌های دریایی عراق نیز در سطح آب کاملاً دیده می‌شد و ما مرگ خود را هر لحظه به چشم می‌دیدیم.
 
فاصله 40 متری چاه از سطح آب
 عمق چاه شماره 3 نوروز 3000 متر زیر دریا است و عمقی که نیروهای ما در آن کار می‌کردند 40 متر تا سطح آب فاصله داشت. شرایط به شکلی بود که نیروها  با بدن آغشته به گازوئیل زیر آب می‌رفتند و هنگامی که به سطح آب برمی‌گشتند باید با نفت و آب خود را می‌شستند و گاز هلیوم موجود در محیط را که بسیار آزار دهنده بود را تحمل می‌کردند و این باید تنها برای یک ساعت صورت می‌گرفت. انجام کار تنها در شرایطی صورت می‌گرفت که بین جزر و مد دریا حالت سکون ایجاد می‌شد. شروع کار ما نیز از 3 بامداد تا 9 شب روز بعد، بود و بعد از آن من با کارشناسان نفتی بحث می‌کردم. تا دو ماه کار ما همین بود و تمام کارها در طول این مدتش با تلویزیون کنترل و نظارت می‌شد. 
  
ماجرای ساختن شیر انقلاب
شیر انقلاب وسیله‌‌ای شامل دو بست خازنی 22 سانتی متری بود که بر روی لوله بسته می‌شد و از طریق این دو بست، چاه را بستیم. این شیر در چهار شبانه‌ روز طراحی و ساخت شد و نام آن را«شیر انقلاب» گذاشتیم. کاربرد آن نیز برای فوریت‌های خاص مهار چاه نفت است و آن موقع هیچ مشابه خارجی نداشت.
 
15روز تنها با خوردن قرص زندگی کردیم
 15 روز به دلیل تحرک کم در دریا شرایط دشوار زندگی و کمبود مواد غذایی تنها با قرص دریا نوردی زندگی می‌کردیم و مرگ خود را هر روز به چشم می‌دیدم، چرا که عراق همیشه بالای سر ما با هواپیمای خود مانور می‌داد.
 
مسئول ستاد فوریت‌های جنگ سال 65
 بعد از مهار چاه، محسن رفیق دوست وزیر وقت سپاه مرا به عنوان رئیس ستاد فوریت‌های جنگ انتخاب کرد. در این ستاد در منطقه فاو، جزیره مجنون، پل فاو، پل خیبر و پالایشگاه فاو نظرات کارشناسی خود را می‌دادم و در انجام کارهای مربوط به عملیات‌ها در حوزه‌های غیر عملیاتی مثل بررسی پل‌ها مشورت‌های لازم را می‌دادم. همچنین توانستم پودرهای شیمیایی برای خاموش کردن بمب‌های شیمیایی و خنثی کردن آن از هوای خشک خارج شده از اگزوز ماشین طراحی کنم.
 
                                                                                                                                                              
   منبع: خبرگزاری فارس - با تلخیص و ویرایش

^